گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام
با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام
گر به ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین
باز هم مشتاق روی دلکش جانا نه ام
از در میخانه ات ای شاهد خوبان مران
با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام
پرده بردار از رخ زیبا که مشتاق تو ام
آن رخ زیبا ندیده ،واله ودیوانه ام
پادشاه جودی و ما بنده در گاه تو
منتظر بر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام
در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی
باز هم در جستجوی گوهر دردانه ام
همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن
لیک با الطاف غیر از تو، شها! بیگانه ام
چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام
ور نه آن گردم که افشان در دل ویرانه ام
انتظارت بیش از حد شد ،تحمل تا به کی؟
آفتا با! بهر دیدار رخت پروانه ام
واله و«شیدا » ومستم لیک ،محتاج توام
یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه ام!
ز جلوه گل رویش مدینه غرق سروره
علی وفاطمه شدند محو جمالش
بال فرشته وملک شده فرش راهش
امام مجتبی حسن عزیز زهرا
حسن جمال این نگار بدون مثل وبدیله
روی حسن آئینه جمال رب جلیله
گلبوسه می چینن زاو علی وزهرا
امشب امیرالمومنین گردیده بابا
امام مجتبی حسن عزیز زهرا
صد حاتم طایی در این درگه ندیمه
هرچی میخای ازش بخواه آقام کریمه
امشب دعا از یمن او گردد اجابت
زیرا بود میلاد ارباب کرامت
امام مجتبی حسن عزیز زهرا۷

