تبليغاتX
عشق بازی کار عباس علی است
عشق بازی کار عباس علی است
عشق حقیقی
گم می شوم در چشمهای دلربایت

حالی به حالی می شوم با خنده هایت

بار سفر را از دلم با بوسه بردار

من هم کنم با زخم لبهایم صدایت

یک عمر یادت هست بر پایم نشستی

حالا شبی بابا نشسته روی پایت

از بسکه مشتاق تو بودم خوب دیدی

صد مرتبه از نیزه افتادم برایت

دندان شیری تو زود افتاده بابا

ای کاش جانی بود تا می شد فدایت

ردٌ کبود چشمهایت چیست انگار

سرمه کشیدی زیر چشم دلربایت

زیباتری از دختران هردوعالم

هرچند دیوار خرابه شد عصایت

بگذار تا با هر گل اشکی گذارم

سنجاق سر بر گیسوان نخ نمایت

ارسال در تاريخ جمعه 18 بهمن1387 توسط علیرضا تلخابی
قالب وبلاگ