تبليغاتX
عشق بازی کار عباس علی است
عشق بازی کار عباس علی است
عشق حقیقی
رها شدیم رها٬ مثل روح بی جسدی
نه با توایم و نه بی تو چه روزگار بدی

رها شدیم در آیینه های تو در تو
چه ازدحام عجیبی چه شهر بی عددی

رها شدیم در این کوچه های سر گردان
نه آستانه ی عشقی نه خانه ی خردی

مرا به حاشیه ی سرد زندگی آورد
امید رو به زوالی دلیل نا بلدی

ستاره ای شدم و در خودم درخشیدم
ولی چه سود که چشمی نمی کند رصدی

مگر به سایه نام تو رو کنم پس از این
که در پناه تو امن است یا علی مددی
ارسال در تاريخ سه شنبه 12 آبان1388 توسط علیرضا تلخابی
قالب وبلاگ